آموزش زبان

جلسه اول : انگیزه های یادگیری زبان :

زبان اصلی ترین رکن ارتباط انسان هاست. همانطور که می دانیم این پدیده در میان سایر گونه های نزدیک به بشر هم وجود دارد. منتها در میان انسان ها پیچیدگی (complexity) آن به بالاترین میزان کارکردی خود رسیده است. از این رو ما انسان ها ناگزیر از ارتباط زبانی و ذهنی با یکدیگر هستیم. حتی افرادی که کر و لال و نابینا هستند و به طور کلی از نقصی در اندام های حسی خود رنج می برند ، به گونه ای از زبان برای ارتباط و رتق و فتق امور خود نیازمندند.
ساختار مغز کودک انسانی به گونه ای ست که از تعامل محیط خود و نیز با ابتناء به ساختار ژنتیکی ، به یادگیری زبان از همان ماه های اولیه می پردازد. بر طبق نظریه ی دستور زبان زایشی نوام چامسکی ، هر فرد انسانی بسته به اینکه در چه شرایطی و محیطی و با چه افرادی و چه زبان و لهجه ای ، تنها به بروز و شکوفایی ساختارمند واحدهای زبانی خود می پردازد. و این یعنی اینکه کودک انسانی زبان را به طور ذاتی در خود دارد.
ساختار مغزی کودک انسانی و به خصوص قشر بالایی و منعطف آن به نام plasticity  به مرور زمان و با یادگرفتن زبان از تعامل با محیط و اطرافیان خود ، کم کم شکل منجسم تری میگیرد. تا بدانجا که کودک انسانی در سنین حدود دوازده سالگی قابلیت های زبانی اولیه و مورد نیاز خود را شکل داده و در خود مشاهده میکند. اهمیت زبان دوم و اینکه برخی به آن میپردازند از همین سنین باید مورد توجه قرار گیرد.
بسیاری از افراد با وجود توانمندی های زبانی بالا در حیطه ی زبان مادری خود ، همچنان به یادگیری زبان دوم و سوم و بیش از این نیز اصرار می ورزند. و این دلایل جامعه شناختی و روانشناختی دارد. در جامعه ی امروز و با وجود مطرح شدن گزینه ی جهانی شدن ، همچنان مشاهده میکنیم که افراد مختلف با زبان های بسیار گوناگون و لهجه ها (accent) و گویش ها (dialect) ی بسیار متنوع ، در صدد ارتباط با یکدیگرند تا از این طریق هم  بتوانند امور بازرگانی و معاملات تجاری خود را به صورت برون مرزی و با افراد ساکن در اقصا نقاط جهان انجام دهند و هم اینکه با فرهنگ ها و عادات و سبک های زندگی یکدیگر آشنا شوند. از اینجاست که اهمیت پرداختن به زبان دوم برای این افراد مطرح می شود.
بنابراین ما انسان ها که در صدد تعامل بیشتر برون مرزی با یکدیگر هستیم بایستی به زبان مشترک و واحدی که بتوان بر اساس ان نیازمندی های زبانی ما را در تعامل با یکدیگر مشخص کند نیازمندیم. این زبان می بایست ویژگی هایی داشته باشد : اول اینکه ساده و گیرا باشد تا افراد بتوانند با آن راحت تر ارتباط برقرار کنند و دوم اینکه حجم بیشتری از داده ها و اطلاعات جهانی از طریق آن جابجا و یا پردازش شود.
با وجود تلاش هایی که در ایجاد و ساخت یک زبان بین المللی که خاستگاه جغرافیایی و روانشناختی و جامعه شناخت خاصی نداشته و تنها ابداع انسان باشد – مانند زبان اسپرانتو- امروز میبینیم که زبان دوم اکثر قریب به اتفاق افرادی که در صدد ارتباط جهانی با هم هستند ، زبان انگلیسی می باشد. زبان انگلیسی با وجود ساختار ساده ی آن برای فراگیری، از جمله حروف ساده و گرامر مشخص و منظم ، به گزینه ی اول افراد برای فراگیری زبان دوم تبدیل شده است.  از ویژگی های دیگر این زبان می توان به حجم گسترده ی داده ها و اطلاعاتی که چه مجازی و چه در دنیای واقعی با آن پردازش و تعامل صورت میگیرد ، اشاره کرد.
امروزه شاهد آن هستیم که موسسات متنوع و در سطح ها و با ارائه ی مدرک های معتبر و مفید بین المللی مانند آیلتس    (IELTS) و تافل ( TOFEL) و غیره در صدد آن هستند تا افراد بیشتری را به یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم ترغیب کنند. آمار این افراد و نیز این موسسات رو به فزونی است.  کشور انگلستان با پیشینه ی استعماری معروف به استعمار پیر و ایالات متحده آمریکا به عنوان تمدن فعال انگلیسی زبان ، چنان به افزایش حجم اطلاعات و تبادلات و معاملات به زبان انگلیسی ، دامن زده اند ، که یادگیری زبان انگلیسی گاهی نه یک گزینه ی اختیاری و مفید ، بلکه یک امر واجب و لازم تبدیل شده است.
بنابراین یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم هم برای قشر تحصیل کرده و دانشگاهیانی که خواهان تحصل در خارج از کشور خود هستند و هم برای بازاریان و تاجران و دیگر قشرها ، و حتی افراد عادی به عنوان یک مهارت مفید و موفقیت آمیز ، امروزه مساله ی مهمی شده است.
در راستای یادگیری زبان انگلیسی منابع بسیار است. سبک ها و روش ها مختلف و شیوه های یادگیری متنوع و بعضاً جالب و مفیدی که توسط متخصصان آموزش زبان دوم ، مطرح می شود در حال افزایش است. ما به معرفی برخی از این منابع و روش ها در جلسات بعد خواهیم پرداخت.  بد نیست که در اینجا به کتاب study skills ( مهارت های مطالعه ) اشاره ای داشته باشیم.
این کتاب ، یکی از منابع مفید و پایه ای برای یادگیری زبان انگلیسی است. همانطور که از نام کتاب بر می آید هدف اصلی از مطالعه ی آن ، یاد گرفتن مهارت هایی ست که به واسطه ی آنها دانشجو بتواند بر متون انگلیسی و نحوه ی خواندن آنها تسلط پیدا کند. شاید بپرسید مگر خواندن هم تسلط میخواهد و فنون نیاز دارد؟ در جواب باید به این نکته اشاره کنیم که از آنجایی که همه ی ما انسان ها زبان مادری خود را به طور طبیعی و زایشی و نیز از تعامل مستمر با محیط و دیگران فرا میگیریم ، احساس میکنیم یادگیری زبان آن هم با خواندن متون کمی عجیب و غریب است. تا حدی با شما موافق هستم. بهتر است در ابتدا و به همان شکلی که زبان مادری خود را می آموزیم زبان را فرا بگیریم. یعنی به صورت شنیداری و با سر و کله زدن مستمر با افرادی که با آن زبان صحبت میکنند یا لااقل زبان دوم آنهاست و بر آن مسلط اند. حتی بر این اساس ، روش های آموزشی ای هم شکل گرفته اند. که می توان از آنها به آموزش با متد پیمزلور (pimselore) اشاره کرد. ایم متد ابتدا توسط متخصصی در دانشگاه کلمبیا مطرح شد و بعد با فراگیرتر شدن آن افراد در کشورهای مختلف سعی در بومی سازی آن به زبان مادری خود کردند. به طوری که  متد آموزشی زبان نصرت ، که امروز پر طرفدار است ،  نسخه ی بومی سازی شده ی متد پیمزلور است. در جلسات بعد راجع به این متد بیشتر صحبت خواهم کرد. منتها منظور از یادآوری آن این بود که یادگیری آن در سیستم آموزشی رسمی ایران به گونه ای نیست که افراد را به سایر مهارت های دیگر مانند شنیدن و صحبت کردن زبان انگلیسی ترغیب کند. در ایران سطح زبان دانش آموزان را طوری پرورش می دهند که تنها مهارت نوشتاری و خواندن در آنها قوی و مسلط شود تا بعد در دانشگاه بتوانند به مطالعه ی مرجع ها و کتاب های انگلیسی زبان رشته ی خود که ترجمه ی فارسی ندارند ، بپردازند. در نتیجه زبان انگلیسی در سیستم آموزش رسمی ایران ، جامع و کامل آموخته نمی شود. اما در کنار این صحبت ها ، برای افرادی که زبان را صرفا برای هدف مطالعه ی کتب تخصصی رشته ی خود دنبال می کنند ، کتاب هایی مانند study skills مراجع خوب و مفیدی هستند. در این کتاب ها یاد میگیریم که چطور با یادگیری الگوهای خواندن ، متون را راحت تر و سریع تر بخوانیم و اصطلاحاً Comprehend یا درک مطلب کنیم.
این کتاب فصل های متعددی دارد و هر فصل به بررسی یک روش و نکته از خواندن می پردازد. در فصلی از آن می آموزیم که چطور از طریق واژه های مشابه سرعت درک مطلب خود را افزایش دهیم و یا مثلا در فصلی به این نکته پرداخته می شود که جملات مرکب (compound) را سریع تر و به صورت چشمی ، درک و جذب کنیم. همانطور که گفتم این کتاب به روش های درک مطلب می پردازد و با تسلط بر آن و اجرای تمرینات و پیاده سازی آن بر هر متنی که از انگلیسی می خوانیم ، می توانیم سرعت درک مطلب خود را در این زمینه افزایش دهیم.

با تشکر